الملا فتح الله الكاشاني
231
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
و اشموئيل و شمعون و داود و سليمان و شعيا و ارميا و عزير و حزقيل و الياس و يونس و زكريا و يحيى عليهم السلام * ( وَآتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ) * و داديم عيسى را كه پسر مريم عليه السّلام است * ( الْبَيِّناتِ ) * نشان هاى روشن و معجزات هويدا كه مصدق نبوت او بودند چون احياء موتى و ابراء اكمه و ابرص و اخبار بمغيبات و انجيل كه متضمن آيات مبينه است ميان حلال و حرام و حق و باطل عيسى عبرانيست يا سريانى و گويند بلغت عبرية ايسوعست و ميتواند بود كه اشتقاق آن از عيسى باشد كه بر وزن صحراست كه بمعنى ابل كريم و مباركست و مريم بسريانيه بمعنى خادمست و گويند كه مريم بلغت عربيه از نساء در مقابل زير است از رجال و زير مرديست كه رغبت داشته باشد كه با زنان سخن كند كقول رؤبه قلت لزير لم تصله مريمه و وزن آن مفعل است زيرا كه فعيل در كلام عرب واقع نشده و فى الصحاح مريم مفعل من رام يريم و الريم البراح يقال لا ترمه اى لا تبرحه * ( وَأَيَّدْناه بِرُوحِ الْقُدُسِ ) * و نيرومند و با قوت گردانيديم او را بروح پاكيزه اصل كلام ( بالروح المقدسه ) است پس اضافه روح بقدس از قبيل اضافه موصوفست بصفت مانند حاتم الجود و رجل صدق كه بمعنى حاتم الجود و الرجل الصادقست و مراد به آن جبرئيل است كه همه وقت قرين عيسى بود و يا روح عيسى و وصف آن بقدس به جهت طهارت و پاكيزگيست او را از مس شيطان و يا به جهت كرامت و گرامى او نزد خداى و اختصاص و تقرب وى به او سبحانه و لهذا اضافه آن به خود فرموده كه روح اللَّه مانند بيت اللَّه و ناقة اللَّه و يا به جهت آن كه اصلا و ارحام او را بطوامث ضم نكرده بودند و گويند مراد به آن انجيلست كه تازگى دل و زندگانى جان از آن يافتندى هم چنان كه قرآن را روح گفته در كريمه و كذلك اوحينا اليك روحا من امرنا و يا اسم اعظمست كه ببركت آن موتى را زنده ميساخت و بنا بر آنكه مراد جبرئيل باشد در وجه تسميه آن به آن دو قولست يكى آنكه محيى اديان است به آنچه از نزد حقتعالى برسل آورده از كتب و ساير بينات هم چنان كه ارواح محيى ابدانند دوم تسميهء شيء است باسم اكثر و اغلب آنچه در او است چه روحانيت بر او غالب است و ساير ملائكه اگر چه به اين صفتند اما اختصاص وى به اين اسم جهت تكريم و تشريف او است و گويند تسميهء عيسى به اين اسم و اضافه آن بقدس جهة آنست كه حقتعالى به كلمه كن تكوين او فرموده از نز خود و او را از محض روح ايجاد كرده بدون توسط والد و تخصيص عيسى بتأييد جبرئيل او را با آنكه او مؤيد جميع انبيا است جهت ثبوت اختصاص جبرئيل است بعيسى از ابتداى صغر تا نهايت كبر او و مقارنت او بوى در جميع احوال و اوقات و در معنى قدس نيز اختلاف است بعضى برانند كه بمعنى طهر است و سدى گفته كه بمعنى بركة است و نزد حسن و ربيع و ابن زيد مراد بقدس ذات مقدس حقتعالى است چه قدس بمعنى قدوس است فكما قال ( و ايدناه بروح اللَّه ) حاصل كه حقتعالى ميفرمايد كه اى بنى اسرائيل ما پيغمبران را بشما فرستاديم با